محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

305

تحفه خانى ( فارسى )

كوفته و پيخته و يا اين توتيا جمع كرده ديگر به آب باديان بسيار صلايه بايد كرد و گاهى ازين بميل بايد كشيد . [ 120 ] مقاله در بيان جهر كه علت چشم است و آن عبارت از ناديدن در روزست و سبب او قلت روح باصره است و رقت او و ضعف او بمثابه كه روشنائى روز و آفتاب برو غالب مىآيد و او را تاثير در ابصار نمىماند و حال صاحب او مثل حال خفّاش است مقرر چو آفتاب برآيد ستارها عدم است زيرا كه منزله نور بصر بمنزلهء نور كوكب است نشسته بآفتاب و هرجا كه آفتاب ظاهر شود نور ايشان پيش آفتاب كان لم يكن است پس روح باصرهء انسانى هرجا كه ضعيف و قليل شود ضيا و روشنى آفتاب او متلاشى و منعدم مىسازد در ظلمت قوت و روح باصره مجتمع مىشود و موجب ابصارست و علاج درين مقام تقويت مزاج دماغ است و ترطيب باغذيه رطبه و تغليظ خون باغذيهء لزجه و خوردن گوشت كلّه و پاچه و هريسه و از ميوه انگور و انجير و خوردن كاهو و خيار و از خاصيت خوردن كاهو تقويت چشم ضعيف است و ضعيف ساختن چشم قوى است و جلاب درين مقام از عناب بست عدد و قند سفيد چنان كه رسم است طبخ كرده اضافه كرده نيم‌گرم بايد خورد و غذا ماء اللحم و يا پاچهء بزغاله مهرّا و يا هريسه معمول و يا گوشت بره و تقويت مزاج دماغ بوئيدن ادويه طيب الرائحه بارده و اكتحال چشم به برود حصرم و مثل او .